بیماری آگاگاره (کمبود مواد غذایی)

پرداخت نیمی از مطالبات کشاورزان تا پایان هفته جاری
شهریور ۲۱, ۱۳۹۵
تغذیه برنج در شالیزار
شهریور ۲۳, ۱۳۹۵

فرق اساسی این بیماری با دیگر بیماریهای برنج مثل بلاست و یا بیماری شیت بلایت در این است که عامل این بیماری یک عامل خارجی مثل قارچ نیست، بلکه علت آن نارسایی در جذب مواد غذایی توسط گیاه در برخی از خاک ها می باشد، به همین دلیل به آن بیماری فیزیولوژیکی می‌گویند.  در اثر این بیماری علائم آن دو تا سه هفته بعد از نشاء کاری ظاهر میشود. وجود لکه های قهوه ای مایل به آجری در روی برگهای مسن از علائم بارز این بیماری میباشد. بیماری آکا‌گاره بر حسب نوع علائمی که در گیاه ایجاد می‌کند به سه نوع تقسیم می‌شود. بطور کلی علت این بیماری نارسایی در جذب مواد غذایی توسط گیاه برنج در بعضی از خاک‌ها است و کمبود طبیعی پتاسیم در خاک، تولید هیدروژن سولفورهH2Sزیاد در خاک، کمبود فسفر در خاک و گاهی کمبود روی از جمله عوامل پیدایش این بیماری است.
برای تشخیص این بیماری با فشار دادن خاک مزرعه حبابهایی از آن خارج می شوند و در هنگام عبور کردن در داخل مزرعه در شعاع چند سانتی متری بوته ها تکان میخورند. همچنین ریشه ها تغییر رنگ داده و عمدتاً سیاه میشوند.
برای جلوگیری و کاهش شدت بیماری آکاگاره بایستی اقدام به مصرف کود پتاسیم در شالیزارها کرد. برای این منظور لازم است مقدار ۱۰۰ کیلوگرم در هکتار سولفات پتاسیم در زمان قبل از نشاء کاری به خاک اضافه و با آن مخلوط شود و سپس حدود یکماه و نیم پس از نشاء کاری مجدداً به مقدار ۱۰۰ کیلوگرم در هکتار سولفات پتاسیم مصرف کرد. تُنُک کردن فاصله نشاء کاری در مزرعه )تراکم کمتر با تعداد نشاء بیشتر در هر بوته) و استفاده از کود فسفات آمونیوم از راه‌های دیگر جلوگیری یا کاهش شدت خسارت بیماری آکاگاره است.
بیماری بلاست در برنج

علائم بیماری

علائم این بیماری در تمام قسمتهای هوایی از جمله برگ،ساقه، خوشه،پوشش شلتوک و دانه دیده می شود.برخی از کارشناسان بیماری بلاست را به دو مرحله بلاست برگ (قبل از ظهورخوشه) و بلاست خوشه (بعد از ظاهر شدن خوشه) تقسیم می کنند.بلاست برگ در مراحل اولیه رشد و در شرایط مساعد جوی ،ممکن است سبب مرگ بوته ها گردد.در روی برگ علائم بیماری به صورت لکه های دوکی با مرکز خاکستری مایل به سفید و حاشیه قهوه ای تا قهو ه ای قرمز ظاهرمی گردند.شکل و رنگ لکه هابسته به شرایط محیطی، سن لکه ها و درجه حساسیت برنج متغیر است.لکه ها ابتدا کوچک هستند سپس توسعه پیدا می کنند و غالباً به عرض ۰.۵ وبه طول ۱-۱.۵ سانتی متر می رسند. توسعه ی لکه ها در ارقام حساس بیشتر می باشد و ممکن است دور لکه ها را هاله ای زرد رنگ فرا گیرد ولی در ارقام خیلی مقاوم فقط خالهای قهوه ای کوچک به اندازه سر سوزن ظاهر می گردند.در ارقام با مقاومت متوسط لکه های کوچک بیضوی تا گردبه طول کمتر از یک میلی متر با حاشیه قهوه ای روی برگ مشاهده می شوند.شدیدترین مرحله بیماری موقعی است که گردن خوشهمورد حمله قرار می گیرد. در این صورت پوسیدگی قهوه ای در گردن خوشه ایجاد می شود و موجب قطع جریان شیره غذایی از ساقه به خوشه می گردد.اگر آلودگی در مراحل اولیه تشکیل خوشه باشد دانه در خوشه تشکیل نمی شود. در صورتی که آلودگی خوشه بعد از به خوشه رفتن ایجاد شود در این صورت دانه ها تشکیل می گرددولی در اثر سنگینی دانه ها سر خوشه به سمت زمین خم می شود.خسارت بیماری موقعی قابل توجه خواهد بود که زمان ظهور خوشه ها مصادف با بارندگی فصلی و مساعد شدن شرایط جوی می باشد.


چرخه بیماری

قارچ عامل بیماری بلاست زمستان را به صورت میسلیوم در بقایای آلوده برنج، کاه و کلش و بعضی از علفهای هرز به سر می برد و یا اینکه به صورت میسلیوم و اسپور در روی بذر های حاصل از مزرعه آلوده وجود دارد. وقتی در شرایط جوی برای رویش میسلیوم و جوانه زدن اسپور مساعد گردد، میسلیوم ها در روی کاه وکلش رشد کرده و تشکیل کنیدیوفر می نماید و روی این کنیدیوفرها ، کنیدی ها تشکیل می شود. وزش باد کنیدی ها را در هوا پراکنده نموده و این کنیدی های معلق در هوا روی برگهای برنج قرار می گیرند. در صورت مساعد بودن شرایط اسپور جوانه زده و به داخل سلول نفوذ کرده، علائم بیماری ظهور می نماید.

مبارزه

۱-کاشت ارقام مقاوم و یا ارقامی که موقع خوشه دهی آنها مصادف با بارندگی فصلی نباشد.
۲- تنظیم زمان کاشت به طوری که بوته زودتر از بارندگی اواخر تابستان به خوشه بروند.
۳- جمع آوری بقایای آلوده یا زیر خاک کردن آنها با شخم عمیق.
۴ – ضد عفونی بذر به نسبت دو در هزار با استفاده از قارچکش بنومیل، تیرام ،توپسین تیرام و یا ویتاواکس تیرام تو صیه می شود.

ورس در گیاهان- برنج

هر عاملی که سرعت فتوسنتز را کاهش دهد می تواند عملکرد دانه را کاهش دهد.
اگر ورس باعث زخم شدن ساقه ها شود فتوسنتز کاهش بیشتری پیدا می کند . این موضوع مانع از جریان آب و عناصر غذایی مورد نیاز فتوسنتز و مانع از جریان مواد حاصل از اسیمیلاسیون به ریشه ها یا دانه در حال توسعه می شود.
اتلاف غیر مستقیم عملکرد دراثر اشکالات در برداشت غله ورس شده ، استراحت و تغذیه پرندگان بر روی غله ورس شده ، ایجاد یک زیستگاه مناسب برای جوندگان مانند موشها ، ایجاد کپک همراه با محدود شدن حرکت هوا و جوانه زنی بذر نرسیده و پوسیدگی درزمانی که خوشه های ورس شده به طور نامناسب خشک می شوند یا در تماس با خاک قرار می گیرند اتفاق می افتد.
ورس ممکن است باعث تر شدن دانه ها شود به طوری که آنها را نتوان بدون خشک کردن تکمیلی انبار کرد و ارزش کمی به دلیل کیفیت پایین خواهند داشت.
اگر زمانی که گیاهان از نظر متابولیکی فعال هستند ورس رخ دهد ممکن است سبب از بین رفتن غالبیت انتهایی شود و پنجه زنی دیر هنگام انجام شود. به خصوص اگر کنوپی به هم خورده برگها باعث برخورد نور خورشید به گره های پایینی شوند.
پنجه زنی القاء شده در اثر ورس بعد از اینکه پنجه زنی عادی تمام شده است مطلوب نیست زیرا پنجه های دیر هنگام با بقیه محصول نمی رسند و سهم کمی در عملکرد دانه دارند.
استفاده از غلات به عنوان گیاه همراه چنانچه ورس کنند می توانند باعث عدم توانایی رشد گیاهچه های علوفه شده و انرژی نورانی خورشید که برای فتوسنتز گیاهچه های علوفه لازم است کاهش می یابد .گیاهان زراعی همواره یا باید به مقدار کمی کاشت و به عنوان یک علوفه سبز برداشت کرد و نه به صورت دانه رسیده، یا چنانچه ورس کنند باید آنها را حذف کرد.
خطر زیاد ورس و رقابت شدید گیاهان زراعی همراه به این معنی است که کاشت مستقیم علوفه همراه با کنترل شیمیایی علف های هرز وسیله مطمئنی از استقرار علوفه می باشند.
علاوه بر اتلاف عملکرد مستقیم و غیر مستقیم محسوس، اتلاف مستقیم غیر محسوس ممکن است بیشتر باشد زیرا از قبل با تولید کنندگان غلات دانه ریز شرط می شود تا کاربرد کود شیمیایی یا کود دامی را محدود کنند یا از تولید غلات دانه ریز بعد از محصول بقولات به دلیل خطر ورس اجتناب نمایند.
پینتوس (۱۹۷۳) ورس را به عنوان بیماری فراوانی تعریف کرده است . به این معنی که ورس در شرایط محیطی بسیار حاصلخیر رخ می دهد و از طرف دیگر بهره برداری از عوامل افزایش دهنده عملکرد را محدود می کند. استحکام بیشتر کاه در ارقام گندم نیمه پا کوتاه با افزایش عملکرد دانه تحت فشار قرار می گیرد.
عملیات برای تولید بیشتر باید با هدف توازن یا سازش بین نهاده های افزایش دهنده عملکرد و ممانعت یا به حداقل رساندن ورس باشد . با در نظر گرفتن عواملی که برای تولید محصولات زراعی با هم اثر متقابل دارند و با درنظر گرفتن متغیرهای اقلیمی که خارج از کنترل انسان هستند، تولید محصولی با عملکرد بالا بدون ورس مبارزه ای واقعی است. از سیستم های فشرده تولید غلات می توان با موفقیت برای کاهش این مشکل استفاده کرد.

انواع ورس

سه نوع ورس وجود دارد :
۱. خم شدن ساقه ها از پایین گیاه
۲. شکستن ساقه در هر نقطه ای از آن
۳. ورس ریشه
ورس ممکن است در اثر نیروهای فیزیکی مانند باد، باران یا تکرگ، صدمه حشرات وضعیف شدن ریشه ها و یا ساقه ها در اثر بیماری و در اثر عدم توازن حاصلخیزی مانند ناکافی بودن پتاسیم نسبت به ازت، در اثر عملکرد زیاد در ارتباط با جمعیت زیاد گیاهی، در اثر صدمه علف کشها یا در اثر ضعیف بودن ژنتیکی کاه افزایش یابد .
درجه ورس ساقه یعنی زاویه ای که ساقه ها از حالت قائم منحرف می شوند می تواند از کج شدن تا خوابیدن روی زمین باشد. ورس ممکن است در هر مرحله ای از رشد و نموگیاه با اثرات منفی شدید ایجا شود (گاردنر و راجن ، ۱۹۷۵) .
اگر ورس در مراحل گیاهچه ای یا رویشی رخ دهد گیاهان ممکن است مجدداً وضعیت قائم خود را به دست آورند که یک واکنش پئوتروپیک منفی است و باعث گردن غازی شدن یا انحنای ساقه های پایینی می شود. کاهش تابش نور بر روی ساقه هایی که رشد فعالی دارند باعث طویل شدن سلول ها و در نتیجه قائم کردن ساقه ها می شود.
در ذرت و سورگوم ، سیستمهای ریشه ای وسیع و قوی و ساقه های جوان تنومند مانع از ورس در مراحل اولیه رشد گیاه می شوند . عمل ورس در ارقام در حال مسن شدن این گیاهان در آخر فصل بعد از بلوغ فیزیولوژیکی زمانی که وزن دانه حداکثر است و ساقه گیاهان به دلیل انتقال کربوهیدرات ها از منبع به مخزن ضعیف شده است و به دلیل توقف فتوسنتز در حال جایگزینی نیست بیشتر شایع است.
ساقه های بیمار، صدمه دیده و هوا دیده ممکن است بعد از بلوغ فیزیولوژیکی ورس را در این گیاهان افزایش دهند زیرا آنها اغلب در مزرعه خشک می شوند.
ورس مانعی برای تولید عملکرد بالای دانه می باشد و بیانگر محدودیت شدید برای افزایش پتانسیل عملکرد می باشد. توسعه غلات با کاهش ارتفاع آنها نشان دهنده اقدام بزرگی به سوی جلو می باشد .گیاهان پا کوتاه به دلیل کاهش مقاومت به باد در آنها فشار کمتری روی ریشه ها یا بخشهای پایینی ساقه اعمال می کنند. عملیات تولید باید با هدف عرض صحیح ردیف ها باشد به طوریکه نفوذ نور خورشید به میانگره های پایینی تمایز سلول ها و نه طویل شدن آنها را تحریک کند.
عملیات اصلاح نباتات و مدیریت باید ترکیب شوند تا مشکل ورس را کاهش دهند . ورس مشکلی است که احتمالاً به طور کامل حذف نمی شود . در حالیکه فشار جمعیت تقاضا برای غذا را افزایش می دهد و درحالی که پیشرفت تکنولوژی پتانسیل عملکرد دانه را افزایش می دهد ورس احتمالاً به عنوان یک مورد همیشه باقی خواهد ماند.
طبق نظریه soubiet (در سال ۱۹۶۰) سه نوع ورس درگندم مشاهده می گردد :

۱- ورس ریشه (رادیکولر) : Radiculaire

پس از آنکه ریشه گندم تشکیل گردید ، نبات از قسمت ریشه می خوابد. این حالت موقعی پیش می آید که ریشه خیلی ضعیف بوده ، به مقدار کم در خاک زراعتی توسعه یافته و همچنین عمق کافی نداشته باشد .
از طرف دیگر علاوه بر کم عمق بودن ریشه ، زیادی ازت درخاک و زمان جوانه زدن موجب این ورس می گردد . اثر این ورس درمناطق مرطوب و در قسمتهایی از مزرعه که سایه باشد ، مانند زیر درختان و ساختمان و غیره بیشتر و زیادتر است . باد و باران شدید نیز به ایجاد این ورس کمک زیادی می نمایند.

۲- ورس ساقه (کولینر) : Caulinaire

این ورس درابتدای رشد ساقه، یعنی زمانی که در ساقه های جوان گندم هنوز مقاومت کافی بوجود نیامده اتفاق می افتد. بنابراین غیر طبیعی بودن وضعیت رشد ساقه ها ، کمی استحکام وضعیف بودن آنها ، زیادی ازت در زمین بخصوص هنگام ساقه رفتن به ایجاد این ورس کمک خواهد نمود . این ورس اغلب از محل گره ها بوجود می آید .
هرگاه تراکم بوته ها در مزرعه زیاد و باد و باران نیز شدید باشد ، تمام مزرعه ورس خواهد نمود. گاهی اوقات پس از آن که ورس ساقه ایجاد گردید ، ساقه گندم در اثر زمین گرائی منفی مجدداً به حالت اول در می آید.

۳- ورس نودال : Noeudale

ورس نودال خیلی به ندرت اتفاق افتاده ومعمولاً در قسمتهای انتهایی گره های (بند) ساقه بوجود می آید . عامل این ورس زیادی ازت ، نرسیدن نور کافی به نبات در آخر دوره رشد ، دیر جوانه زدن ، دیر رشد کردن و کامل نشدن ساختمان گره های ساقه بوده و زمانی که این ورس بوجود آید گندم قادر به برگشت به وضع اول نخواهد بود.
به طور کلی گندم هایی در مقابل ورس مقاومت کامل دارند که فاصله گره های قسمت پایین ساقه آنها کم و ضخامت آنها زیاد و دارای آوندهای چوبی فراوان و بافت اسکلرانشیمی کافی باشند.

عوامل تولید کننده ورس :

مهمترین عواملی که درگندم ورس ایجاد می نماید عبارتند از :
۱- زیادی ازت درخاک در صورتی که مقدار ازت در زمین هایی که گندم کاشته شده بیش از اندازه باشد ، موجب هر سه نوع ورس بخصوص ورس اولی و سومی خواهد شد .
۲- عدم تعادل بین کربن و ازت : (معمولاً ۹۸ درصد وزن گیاه را کربن و ازت تشکیل می دهد ). ازت در ساختمان گیاه به صورت اسید آمینه، پروتید و کربن در تمام قسمتهای گیاه به ویژه گلوسیدها شرکت دارند . زمانی که جذب کربن سریع تر انجام شده و ازت کمتر جذب گردد و یا عکس این حالت اتفاق افتد، چون نسبت بین کربن و ازت و یا گلوسیدها و پروتیدها به هم می خورد ، گیاه ورس خواهد نمود.
۳- تراکم بیش از اندازه نبات (کشت بذر بیش از اندازه ) : هرگاه تراکم نباتات در واحد سطح بیش از اندازه معین باشد ، به علت عدم سرعت رشد ساقه ، ورس کولینر بوجود می آید.
۴- باران شدید : درمناطقی که باران خیلی شدید و به صورت رگبار می بارد بخصوص در زمانی که گل آذین (سنبله ) و دانه ها تولید شده و شروع به رشد نموده باشند ، ورس ایجاد خواهد شد.
۵- باد شدید : باد شدید درمرحله گل کردن و در ابتدای مرحله بزرگ شدن دانه ها موجب ورس ریشه می گردد . هر گاه باد و باران شدید توام باشند اثر آنها در ایجاد ورس گندم شدیدتر خواهد بود.
۶- آبیاری مزرعه بلافاصله بعد از بارندگی : ورود بعضی از ارقام بخصوص نژادهای پا بلند ورس بوجود می آورد.
۷- هر گاه در اثر کمبود رطوبت ، نور ، جذب مواد غذایی ، سفتی خاک ، پوکی خاک و سایر عوامل نسبت ساقه و ریشه به هم خورده و عدم تعادل بین آنها بوجود آید در نتیجه ورس ایجاد خواهد شد.
۸- کمبود نور : در صورتی که نور کافی به اندامهای نبات نرسد ، به علت آنکه اندام های خشبی در نبات به طور کامل تشکیل نمی گردد ، ورس بوجود می آید.
۹- وجود ابر در مدت زمان طولانی در آسمان در طول دوره رشد گیاه نه تنها در ایجاد ورس موثر می باشد ، بلکه دوره رشد و زمان رسیدن محصول را طولانی خواهد نمود.
۱۰- کشت ارقام پا بلند بخصوص درخاکهای پوک و عمیق.
۱۱- پوکی خاک : در این خاک ها به علت آنکه ثبات و استحکام کافی ندارند به ایجاد ورس کمک زیادی خواهد شد.
۱۲- شیوع بعضی از بیماری های گیاهی بخصوص بیماری pietinیا باخوره غلات (Gercosporellaherpotrichoides) این بیماری به طوقه گیاه حمله نموده و به علت از بین رفتن استقامت طوقه ورس ایجاد می شود .

برای جلوگیری از ورس گندم باید نسبت به مسائل زیر توجه گردد :

الف – کشت بذر به اندازه کافی بوده و تراکم بوته ها در واحد سطح مناسب باشد .
ب- مصرف کود ازته در حد معین و مورد نیاز گندم باشد (با در نظر گرفتن نوع نبات قبلی در تناوب و رقم گندمی که کاشته شده)
پ- انتخاب ارقام مقاوم به ورس
ت- عدم انتخاب ارقام پا بلند و حساس به ورس در مناطقی که باد و باران شدید است.
ث- انتخاب ارقامی که دارای ساقه قطور و خشبی باشند (قطر ساقه آنها زیاد باشد)

ورس در یولاف :

در پاره ای از مناطق عوامل مختلفی نظیر زیادی ازت درخاک ، کمبود سیلیس در محل گره های ساقه ، تراکم بیش از حد نبات در واحد سطح ، بارندگی شدید ، آبیاری بیش از اندازه ، ریزش باران به صورت رگبار شدید – سرایت برخی از بیماری های قارچی ، ارتفاع زیاد نبات و فواصل زیاد بین گره های ساقه ، سبب خوابیدگی ساقه یولاف شده و در نتیجه بعضی اوقات موجب جلوگیری از ادامه رشد نبات و کاهش مقدار محصول می شود که در چنین مواردی بهتر است از ارقام پا کوتاه و مقاوم در برابر ورس استفاده شود.

ورس در جو :

جو درمقابل ورس از دیگر غلات بخصوص گندم حساس تر است ، همچنین جو های پاییزه حساسیت بیشتری نسبت به جوهای بهاره در مقابل ورس دارند ، زیرا جوهای پائیزه پنجه بیشتری تولید نموده و ارتفاع ساقه آنها زیادتر است . استعمال مقادیر زیاد کود ازته اثر بسیار زیادی در بالا بردن شدت ورس خواهد داشت.

خوابیدگی در گندم :

خوابیدگی از عوارض نامطلوبی است که در زراعت های گندم ، جو ، برنج ، یولاف و گاهی ذرت رخ می دهد . شدت خسارت خوابیدگی بسته به اینکه در چه مرحله ای از رشد گیاه روی دهد متفاوت است و ممکن است تا ۴۰ درصد محصول را از بین ببرد.
خوابیدگی بیشتر به دلیل فراوانی نهاده ها و امکانات برای رشد و نمو رخ می دهد . شاید به همین دلیل آن را مرض فراوانی نامیده اند . عامل های طبیعی همچون طوفان و تگرگ نیز می توانند باعث خوابیدگی شوند . خوابیدگی اغلب در فصل بهار که سنبله ها از غلاف برگ پرچم خارج شده اند و بوته ها به ارتفاع نهایی خود رسیده اند ، روی می دهد و هر چه ارتفاع بوته ها زیادتر باشد ، حساسیت به خوابیدگی هم بیشتر است.
بوته های مزرعه گندمی که دچار خوابیدگی شده اند ، لزوماً همگی در یک راستا خم نمی شوند بلکه ممکن است دسته ای از بوته ها از یک راستا و دسته ی دیگر از جهتی دیگر دچار خمیدگی شوند.
اگر مزرعه به محض ظهور سنبله ها دچار خوابیدگی شوند شدت خسارت بسیار زیاد خواهد بود (۳۰ درصد یا بیشتر ) ، ولی چنان چه خوابیدگی در مرحله خمیری سخت و یا بعد از آن روی دهد خسارت وارد شده اندک (حدود ۱۰%) بوده و عمدتاً مربوط به مشکلات برداشت است.
هنگام وقوع خوابیدگی ، ساقه ها از محل میانگره های پایینی دچار خمیدگی می شوند . محل گره به دلیل تو پر بودن کمتر دچار شکستگی یا خمیدگی می شود و بیشتر میانگره ها هستند که خمیده یا شکسته می شوند. ساقه هایی که دچار خوابیدگی زودرس (پیش از گلدهی) می شوند ممکن است دوباره از محل یکی از گره ها (بر اثر تفاوت توزیع اکسین در دو سوی گره) به حالت قائم درآیند. چنین ساقه هایی نسبت به خوابیدگی بعدی بسیار مقاوم خواهند بود.
دانه های گندمی که از مزارع خوابیده برداشت می شوند، بیشتر چروکیده بوده و وزن حجمی آنها کاهش یافته است . درصد آرد خالص به دست آمده از چنین گندم هایی کمتر ، ولی درصد پروتئین آنها نسبت به مزرعه شاهد زیادتر خواهد بود.
از نظر فیزیولوژیک چون خوابیدگی باعث از بین رفتن غالبیت ساقه اصلی بر جوانه های پنجه که در قاعده ساقه قرار دارند می شود بنابراین پس از خوابیدگی تعدادی پنجه از قاعده ساقه اصلی شروع به رشد می کنند. از آنجا که این پنجه ها در شرایط نامساعد محیطی (دمای زیاد و طول روز بلند) رشد می کنند ، بدون رشد رویشی کافی وارد مرحله زایشی شده و بذرهای چروکیده و نارسی تولید می کنند که اگر همراه بذر اصلی برداشت شوند ، موجب کاهش کیفی عملکرد دانه می شوند.
بخش هایی از مزرعه که دچار خوابیدگی شده اند ، محیط مناسبی برای فعالیت قارچ ها و باکتری ها می باشند ، زیرا ساقه ها روی هم فشرده شده و تهویه در آنها به راحتی صورت نمی گیرد در نتیجه دما ورطوبت این بخش ها افزایش یافته و فعالیت قارچ ها وباکتری ها افزایش می یابد.
گاهی ممکن است بوته های گندم به جای خوابیدگی ساقه دچار خوابیدگی ریشه شوند. خوابیدگی ریشه در شرایطی رخ می دهد که پس از ظهور کامل سنبله که بوته ها ارتفاع نهایی خود رابه دست آورده اند بارندگی سنگینی اتفاق افتد . دراین صورت سنبله ها و برگ ها بر اثر قطره های باران به طور کامل سنگین شده و چون خاک هم خیس است ، ساقه ها بدون اینکه دچار خمیدگی از ناحیه میانگره های ساقه شوند ، به طور مستقیم ازناحیه طوقه ، یعنی ازروی سیستم ریشه ای ، دچار خوابیدگی می شوند.
این نوع خوابیدگی موجب پاره شدن سیستم ریشه ای گیاه شده وکاهش عملکرد دانه را در پی خواهد داشت. در این رابطه ، هر چه سیستم ریشه ای عمیق تر و گسترده تر باشد و لنگر اندازی ریشه درخاک بهتر باشد ، خطر رخداد این نوع خوابیدگی کمتر است.

عوامل موثر بر خوابیدگی و راه های جلوگیری :

۱- ارتفاع گیاه

هرچه ارتفاع بوته ها زیادتر باشد ، در هنگام وزش باد فشاری که به میانگره های پایینی ساقه برای خم کردن یا شکستن آنها وارد می آید ، زیادتر خواهد بود. در این راستا طول سه میانگره پایینی و مقاومتی که در برابر خم شدن یا شکستن می کنند، اهمیت زیادتری دارد.
هر چه طول این سه میانگره کوتاه تر باشد ، مقاومت گیاه در برابر خوابیدگی زیادتر خواهد بود. از بین سه میانگره پایینی، طول و مقاومت میانگره ی دوم از اهمیت بیشتری برخوردار است . وزن ویژه ی ساقه یعنی وزن واحد طول ساقه ، یکی از معیارهای گزینش ارقام در ارتباط با مقاومت به خوابیدگی است و وزن ویژه ساقه با مقاومت بیشتر به خوابیدگی همراه است.
امروزه با استفاده از ارقام نیمه پا کوتاه گندم که دارای ژن Rht/Gal می باشند ، تقریباً مشکل خوابیدگی به نحو کامل حل شده است . تولید این ارقام دستاورد تلاقی ارقام پابلند با رقم Norin-10 در ایستگاه پژوهشی غلات در مکزیک در دهه ی ۱۹۶۰ میلادی به وسیله نورمن بورلگ و همکارانش بود و نام انقلاب سبز را به خود اختصاص داد. اصلاح این ارقام نه تنها باعث حل شدن مشکل خوابیدگی در گندم شد بلکه عملکرد دانه را نیز افزایش داد.
در مورد غلاف همچون ارقام پر محصول آن دارای ارتفاع ساقه زیادی هستند می توان با استفاد از مواد تنظیم کننده رشد که باعث کندی رشد طولی ساقه می شوند ، طول میانگره های پایینی ساقه را کاهش داد تا به این ترتیب نسبت به خوابیدگی مقاوم شوند. مواد کند کننده رشد ، نظیر cccاز طریق جلوگیری از سنتز جیبرلین در درون گیاه مانع از رشد سریع طولی ساقه می شوند.
میزان مصرف این مواد بین ۲-۱ لیتر در هکتار و زمان مصرف آنها درست بیش از شروع رشد طولی ساقه است . به جز کند کننده های رشد ، گروه دیگری از مواد شیمیایی از راه تولید هورمون اتیلن مانع از رشد طولی بیش از حد ساقه می شوند. تریال ، سیرون و اتفان برخی از این مواد هستند.

۲- عامل های زراعی :

الف – تراکم بوته : تعداد زیاد بوته در واحد سطح یکی از دلیل های رویداد خوابیدگی است . درتراکم های زیاد بوته چون میزان تابشی که در بخش های پایینی سایه انداز می رسد کم است ، میان گره های پایینی ساقه در تاریکی رشد طولی خاصی (تاریک روییدگی) می کنند که باعث شکننده شدن ساقه می شود. راه جلوگیری از بروز این مشکل ، کاشت بذر با تراکم مناسب است . کشاورزان در عمل مزارع بسیار پر پشت را که احتمال خوابیدگی در آنها زیاد است ، می چرانند و گرچه تعدادی ساقه به این ترتیب از بین می رود ولی از وقوع خوابیدگی جلوگیری می شود.
ب- عمق کاشت بذر : اگر بذر گندم خیلی سطحی کاشته شده باشد ، حساسیت بوته ها نسبت به خوابیدگی زیاد خواهد بود. در چنین شرایطی ، چنانچه بذر قدری عمیق تر کشت شود ، به گونه ای که طوقه در محل پایین تری نسبت به سطح خاک قرار گیرد ، استقرار بوته ها در خاک بهتر خواهد بود و لنگر اندازی بهتر ریشه ها در خاک مانع از خوابیدگی خواهد شد.
ج- عناصر غذایی : اگر تمام نیتروژن مورد نیاز گیاه به صورت یکجا در بهار در دسترس بوته ها قرار گیرد، رشد زیاد میانگره های پایینی ساقه باعث افزایش حساسیت به خوابیدگی خواهد شد . در چنین شرایطی ، افزودن پتاسیم و فسفر به خاک باعث ایجاد تعادل در تغذیه گیاه شده و استحکام ساقه را افزایش می دهد . سفارش شده که کودهای نیتروژن دار به صورت قسمت قسمت در اختیار گیاه قرار داده شود تا هم از شستشوی آنها کاسته شود و هم خطر رویداد خوابیدگی کاهش یابد. برای این کار می توان بخشی از نیتروژن را در هنگام کاشت، مقداری را در شروع رشد طولی ساقه و باقیمانده را در هنگام ظهور سنبله خاک افزود.
د- رطوبت : بارندگی های متداول یا آبیاری های سنگین و پیاپی از دلایل ایجاد خوابیدگی است . زیادی رطوبت در مزرعه باعث تشدید ابتلای ساقه ها به بیماری هایی نظیر لکه چشمی می شود که استحکام ساقه ها را کاهش می دهد و باعث ایجاد حساسیت به خوابیدگی می شود.

۳- وزش باد

در برخی مناطق گندم خیز پس از ظهور سنبله گندم بادهای موسمی با جهت مشخصی می وزند . این بادها عامل ایجاد خوابیدگی هستند. در چنین مناطقی بهتر است جهت ردیف های کاشت گندم هم راستا با باد باشد تا باد از بین ردیف ها عبور کرده و ازخسارت خوابیدگی کاسته شود . احداث بادشکن نیز از اقدامهای اساسی است که مانع از رویداد خوابیدگی می شود . جهت کاشت درختان بادشکن باید عمود بر راستای بادهای غالب منطقه باشد.

بیماری پوسیدگی ساقه برنج

عامل بیماری : Magnaporthe Salvinii

علائم بیماری :بیماری و خسارت آن معمولاً در اواخر فصل رشد در بوته ها ظاهر می گردد که به صورت لکه های کوچک نامنظم مایل به سیاه روی خارجی ترین غلاف های برگ نزدیک به سطح آب می باشد. در ناحیه آلوده ممکن است اسکلرت های قارچ تشکیل شوند. با گذشت زمان بیماری به غلاف های داخلی و ساقه نفوذ می کند . غلاف در اثر آلودگی پوسیده و خشک می گردد . بعد از آلودگی ساقه در نزدیک به سطح زمین فاصله چند میان گره نیز آلوده می شوند و بعد از پوسیدگی به رنگ سیاه در می آیند. آلودگی ساقه و پوسیدگی میان گره ها سبب ورس و افتادن ساقه ها به زمین می گردد. ساقه های آلوده معمولا کوتاهتر شده، درصد پوکی دانه های آن بیشتر می شود. آلودگی گاهی از خزانه شروع می شود ولی علائم بیماری ممکن است در مرحله پنجه زنی و حتی قبل ازآن دیده شود .اوج آلودگی در زمان برداشت محصول است.
مبارزه :شناسایی و کاشت ارقام در کاهش خسارت موثر است. از بین بردن بقایای آلوده و ساقه های باقیمانده در زمین در کنترل بیماری موثرند.

بیماری پوسیدگی طوقه برنج

عامل بیماری : Gibberella Fujikuroi

علائم بیماری: علائم بیماری غالباً با دراز و باریک شدن نشاء یا بوته ها در مزرعه نمایان می گردند .گیاهچه های آلوده معمولا چندین سانتی متر طویل تر از گیاهچه های سالم شده، به رنگ سبز روشن یا زرد در می آیند. این زردی از انتهای بوته شروع می شود. عده ای از گیاهچه ها در خزانه و تعدادی پس از انتقال به مزرعه از بین می میرند. عده ای از نشاء های آلوده ممکن است علائم فوق را نداشته باشند، حتی ممکن است کوتاهتر از نشاءهای سالم باشند. این تفاوت به نژاد عامل بیماری، حرارت و رطوبت محیط بستگی دارد. نشاءهای به ظاهر سالم وقتی به مزرعه منتقل می گردند تدریجا به رنگ سبز روشن در آمده، سریعا رشد کرده، باریک و دراز می گردند. بوته های آلوده در مواقع بارندگی خفیف و تابش نور خورشید به آسانی از بوته های سالم متمایز و قابل تشخیص می باشند. تعداد پنجه در بوته های آلوده کم و برگ های آن پس از دیگری از پایین به رنگ قهوه ای در آمده، لوله ای می شوند و می میرند. گاهی بوته های آلوده تا مرحله بلوغ بقاء خود را حفظ کرده، ولی چند خوشه کوچک و تو خالی و یا حاوی بذر چروکیده تولید می کنند . در مزراع با آب فراوان محل طوقه سیاه شده ولی در مزراع با آب کم علاوه بر سیاه شدگی محل طوقه قارچ به صورت قشر متراکم سفید رنگ یا ارغوانی مشاهده می شود که میسلیوم های قارچ می باشد و تعداد زیادی کنیدی هم روی آن تشکیل می گردند. غالبا از محل بند اول ساقه، ریشه های نابجا ایجاد می شوند .این ریشه ها ابتدا به رنگ سفید کرم بوده، ولی بعدا به رنگ قهوه ای تیره در می آیند در حالی که ریشه های بوته در خاک سفید رنگ هستند. اگر برش طولی به ساقه داده شود در قسمت گره ها دارای بافت اسفنجی قهوه ای رنگ بوده ،از میسلیوم سفید قارچ پوشیده می شود.
مبارزه :شناسایی و استفاده از ارقام مقاوم و کاشت بذر سالم در کاهش بیماری موثر است. برای جلوگیری از بیماری و کاهش خسارت ضد عفونی بذر قبل از کاشت توصیه می شود. برای ضد عفونی بذر می توان از سموم ویتاواکس، ویتاواکس تیرام، بنومیل و غیره به نسبت ۵/۱-۲ در هزار استفاده نمود.

بیماری سوختگی غلاف برگ برنج

عامل بیماریRhizoctonia Solani :
علائم بیماری: علائم بیماری ابتدا به صورت نقاط آبسوخته در غلاف برگ ظاهر می شود. نقاط آلوده به شکل بیضوی کشیده یا گاهی نامنظم به طول ۱ تا ۳ سانتی متر به رنگ سبز خاکستری نمایان می گردند. مرکز لکه ها به تدریج خاکستری متمایل به سفید و حاشیه ی آنها قهوه ای می شود. آلودگی در مزرعه ابتدا در غلاف پایین و در نقطه ی تماس با سطح آب ظاهر می گردد. وقتی شرایط جوی برای رشد قارچ فراهم باشد آلودگی به برگ نیز سرایت می کند و ممکن است تمام برگهای گیاه خشک شوند. در شمال ایران غالبا رشد غلافهای آلوده محدود می شود و برگ ها به صورت موضعی از بین می روند. در بوته های آلوده به علت اینکه آب و مواد غذایی کافی به خوشه نمی رسد دانه های آن باریک می شوند و یا ممکن است دانه ای در خوشه تشکیل نشود. دانه های باریک در موقع آسیاب کردن خرد می گردند. همچنین بوته های برنج ممکن است در اثر آلودگی به این بیماری ورس نمایند.
مبارزه: ۱- کاشت ارقام مقاوم و یا با مقاومت نسبی بالاتر ۲- جمع آوری و از بین بردن بقایای گیاهی آلوده ۳- اجتناب از مصرف بیش از حد کود ازته ۴- کاشت برنج در زمان مناسب ۵- رعایت فاصله ی به خصوص در ارقام پر پنجه ۶- استفاده از سموم بنومیل (بنلیت) به نسبت یک کیلو در هکتار و یا والیدامایسین به نسبت دو لیتر در هکتار موثر است.

بیماری لکه قهوه ای برنج

عامل بیماری: Helminthosporium Oryzae
علائم بیماری :علائم بیماری بصورت ظهور لکه های قهوه ای در روی برگ، ساقه، پوسته ی شلتوک است و بیشترین خسارت را غالبا برگ های خزانه می بینند.در صورتی که آلودگی درخزانه شدید باشد از دور منظره سوختگی به خود می گیرد. لکه ها ابتدا ریز هستند سپس بزرگ می شوند و به شکل گرد یا بیضوی تغییر کرده، مرکز آنها خاکستری می گردند. پیرامون لکه را غالبا هاله ای زرد فرا می گیرد. روی پوسته شلتوک ممکن است لکه های قهوه ای تیره تا سیاه ظاهر می شوند و دانه های آلوده نیز ممکن است به رنگ سیاه ،چروکیده و غیره قابل استفاده گردند. این بیماری بیشتر در زمینهای شنی و باتلاقی که از نظر مواد غذایی فقیرند شیوع دارد. کمبود منگنز و منیزیم سبب حساسیت بیشتر برنج به این بیماری می گردد.
مبارزه: جمع آوری و از بین بردن بقایای گیاهی آلوده و تقویت زمین در کنترل بیماری موثر است.در مبارزه شیمیایی می توان شلتوک ها را قبل از کشت با قارچکش ویتاواکس تیرام به نسبت ۲ در هزار به طریق خشک ضد عفونی نمود. ضمنا شلتوک ها را قبل از کاشت می توان به مدت ۱۰-۱۶ ساعت در محلول دو در هزار این سم یا توپسین خیس کرد و سپس کشت نمود.
منابع:
۱- واحد تحقیق و توسعه گروه تولیدی زعیم
۲-سایت علمی نخبگان جوانhttp://www.njavan.com
-3http://nargil.ir
-4http://www.bestfarm.blogfa.com

به این مطلب امتیاز بدهید post

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *